Homepic

خاطرات آموزش تخریب ، تابستان سال 1364-قسمت دهم

سختی های آموزش به دو گروه تقسیم می شد.
الف :یک مقداری از سختي ها به طور طبیعی در همه آموزش ها هست. مثل خیز و خزیدن دویدن و مرغی و کلاغ پر رزم شبانه پیاده روی های طولانی در شب ، بيدارخوابي گرسنگی و تشنگی و ….
ب: نوع دوم سختی ها و مشکلات اختصاصا مربوط به این دوره آموزشی بود.(البته نه اینکه بگم در هیچ دوره دیگه ای به اندازه ما سختی نکشیدن بلکه میگم این نوعش مربوط به این دوره بود شاید دوره های دیگه مشکلات اختصاصی خودشون رو داشتند). مثلا:
پشه های زیاد و عجیبی داشت . در اون هوای گرم از ترس این پشه ها می رفتیم زیر پتو ولی فایده نداشت. چون تمام بدنمون و تمام وقت که زیر پتو نمی توانست بماند . بین بچه ها بعضی ها بدگوشت بودن مثل تقی آقای خزائی (ارشد گروهانمان) به راحتی با زیر پوش و بدون پتو می خوابید و پشه ها خیلی کم سروقتش می اومدن . برعکسِ اون ، اکثرا خوش گوشت بودیم و خوراک خوبی برای پشه ها به حساب می آمدیم. شاید از همه بیشتر سمت من می اومدن یادمه اونقدر پشه من رو زده بود و من هم خارونده بودم که اکثر دستم زخم شده بود و هر بار برای وضو آب و آب کشی داشتم باز بعد نماز دوباره از پشه ها گزیدن بود و از من کندن و دوباره زخمی شدن….

Narcissus

یاهو

دیدگاهتان را بنویسید