Homepic
بسم الله الرحمن الرحیم

بسم الله الرحمن الرحیم

روز نهم ….
عباس که هست
حسین همچو کوهی است استوار
زینب در خیمه خویش
و رقیه از عطش بی تابی نمیکند.
عباس که هست انگار همه چیز سر جایش قرار دارد
نکند دستی برسد
و عباس را از حسین بگیرد.
عباس که نباشد
حسین به یکباره کمرش تا میشود.
کمرش میشکند
بی یاور میشود.
عباس نباشد حسین به کدام سو برود؟
به میدان و معرکه جنگ
یا برود برای حفاظت از حریم خیمه ها؟
عباس نباشد, پس که
به عطش رقیه و علی اصغر پااسخ دهد؟؟
عباس باید باشد
تا ان لحظات اخر
تا زینب در حفاظ پاسداری اش
در چادر بماند.
و حسین فرماندهی کند میدان رزم را


سر وصدایشان زیاد بود
و ادعایشان بیشتر
آمده بودند تا جبران کنند مهر حقارتی را
که زینب با خطبه ای علی مانند
بر پیشانی یزید برای ابدیت کوبیده بود
آمده بودند تا فتح کنند
دمشق را,کربلا و نجف را
و مقصد نهایی انگار مشهد بود
زهی خیال باطل
که شیعه مردانی چون صدرزاده ها دارد
صدرزاده ای که گره خورده بود به عباس
از همان لحظه ای که مادر
شفایش را ازعباس خواست تا خودش سربازش کند
انگار عباس او را حفظ کرده بود
برای چونین روز هایی
صدرزاده ای که مسیرش مسیر عباس بود
و روز عباس, به عباس رسید
این که آنقدر رشد کرده باشی
تا امام روی تو حساب باز کند
و تو را به سربازی پذیرد
راهی است سخت با شیرینی هایی دلچسب
این مسیر دقیقا همان مسیری بود
که او خود انتخاب کرد
و سختی هایش را به جان خرید
تا عباسی باشد برای زینب
و شهادتش درست در روز عباس
مهری است بر پذیرفتنش
از سوی عباس…

Narcissus

یاهو

دیدگاهتان را بنویسید